بحران انرژی، جنگ منابع، پایداری سیستم ها
وضعیت پوشش فعلی موجب ایجاد عقده های روانی در جامعه شده ولذا احمدی نژاد باید به فکر تاسیس کاباره و کلوپ های شبانه باشد!

علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی پیش از ظهر روز 20 می 2012 طی نطقی با ادعای به اینکه در اثر تشویق و ترغیبهای پیدا و پنهان آقای رئیس جمهور بدحجابی و بیحجابی اکنون به وضع اسفبار رسیده است، گفت: آقایان مشایی و احمدینژاد دقیقا پاسخگو باشند که در مسئله پوشش آیا روش اسلام را قبول دارند که میگوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه ممنوع است و اقتضائات جنسی مربوط کادر خانواده است یا روش غربی را که میگوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه آزاد است و برای آنکه عقدههای روانی پدید نیاید، اماکن ویژه ارضای غریزه جنسی هم برقرار است.
مطهری ادامه داد: ما نمیتوانیم روش بینابینی را عمل کنیم که نه اسلام است و نه غرب و به تعبیر دیگر هم اسلام است و هم غرب، آقایان مشایی و احمدینژاد که زیرکانه وضعیت پوشش اسلامی در جامعه را به اینجا رساندهاند که پوشش استاندارد شلوار و مانتوی آزاد تا زانو را تبدیل به وضعیت فعلی کردهاند، در واقع تحریک جنسی را آزاد کردهاند.
نماینده تهران با بیان اینکه این عمل موجب پدید آمدن عقدههای روانی در بین جوانان شده است، اضافه کرد: احمدینژاد و مشایی به فکر بخش دوم کار خود یعنی ارضای جوانان از طریق تأسیس کابارهها و کلوپهای شبانه نیز باشند، شاید آن زمان روحانیت و مردم متدین و حزبالهی که در دوره اصلاحات با یک صدم وضعیت کنونی کفنپوش به خیابانها ریختند، احساس مسئولیت کرده و اقدامی انجام دهند.
نظارت با مسئولیت از منابع و کاهش تغییرات آب و هوایی بدون شک در میان چالش های بزرگ پیش روی دولت ها و جوامع میباشند. نقطه شروع مهم در اینجا، مسئله بهره وری انرژی است. بخش ساختمان و حمل و نقل در این رابطه نقش مهمی را بازی می کنند. زیرا این دو بخش به اتفاق یکدیگر، حدود 70 درصد از مصرف انرژی نهایی را به خود اختصاص می دهند و حدود 40 درصد از انتشار گاز CO2 در آلمان را تولید می نمایند. البته این نسبت در کشورهای مشابه دیگر تقریبا در همین حدود می باشد.
بنابراین واضح است که میبایست به دنبال راه هایی بود که به کاهش مصرف انرژی در هر دو بخش منتهی گردد. در بخش ساختمان، هدف این است که ساختمان های جدید تا سال 2019 تاثیر آب و هوایی خنثی داشته باشند، یعنی برای مصرف انرژی خود از منابع تجدید پذیر استفاده نمایند. این هدف بلند پروازانه فقط یکی از اهداف وزارت فدرال حمل و نقل، ساختمان و توسعهٔ شهری در طرح ابتکاری تحقیقاتی«ساختمان های آینده» می باشد. علاوه بر توسعهٔ طرح هایی برای ساختمان های با تاثیرات آب و هوایی خنثی، ایجاد امکانات برای ترکیب ساختمان های با درجه بالای بهره وری انرژی با تکنولوژی های در حال ظهور مثل ماشین های الکتریکی می باشند. برای این منظور در یک پروژه تحقیقاتی یک ساختمان 130 متر مربعی برای یک خانواده بصورت آزمایشی ساخته شد. این ساختمان یک میکرو-نیروگاه می باشد که نیاز انرژی ساکنان خود را تولید میکند. یک خانواده چهارنفری به طور آزمایشی ۱۵ ماه ساکن این خانه مدرن هستند.
دنیا با بحران انرژی روبروست و خطر جنگ های منابع هر روز بیشتر می گردد. بحران انرژی بدنبال خود بحران کمبود مواد غذایی را به همراه دارد و بزودی کشورهای فقیر توان تامین غذای جمعیت خود را نخواهند داشت و در دو سال دیگر این وضعیت بصورت حاد نمایان خواهد گردید. در این گیرودار صحبت از ساخت 700 کیلومتر اتوبان در سراسر سواحل دریای خزر است. به گفتهٔ معاون وزیر راه عده اي معتقدند اين آزادراه بايد به صورت دو طبقه ساخته شود، برخي معتقدند بايد در جوار دريا ساخته شود، برخي اعتقاد دارند مي توان آن را در كوهپايه و جنگل ساخت و بعضي از كارشناسان نيز اعتقاد دارند بايد در قالب تعريض محورهاي موجود احداث شود. 700 کیلومتر ساخت اتوبانی دوطبقه؟
حتما متفکرین این ایده یا از کنار دود و دمی برخواسته اند یا نوع مدرن شیمیایی آنرا مصرف نموده اند. غیر از این ممکن نیست. چطور می شود کسی تا سطح معاونت وزارتخانه ای بالا برود و چنین ایدهٔ بچه گانه ای را مطرح کند؟ چه مقدار میله گرد و سیمان برای ساخت 700 کیلومتر اتوبان دوطبقه احتیاج است؟ اصلا بجای طرحی جهت کاهش مصرف سوخت، مطرح کردن چنین ایده هایی از کجا نشات می گیرد؟ بجای هزینه نمودن چنین سرمایه ای بهتر نیست که یک خط آهن برقی از آستارا تا ساری کشیده شود تا هم از ترافیک راه ها کاسته شود، هم به محیط زیست صدمه کمتر شود هم مصرف انرژی کنترل شود؟ بدون هیچ راه دو طبقه ای و بر روی زمین. طرحی ماندگار و برای همه مردم. از اسراف منابع مادی جلوگیری کنید و پروژه هایی ماندگار انجام دهید. حیف و میل منابع مسئولیت بزرگی برگردن تصمیم گیرندگان می نهد.
در زیر به کل خبر که در تاریخ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 گزارش شده است نگاه کنید:
میزان مصرف انرژی در ایران درسال گذشته 1200 میلیون بشكه معادل نفت برابر با 3287671 بشکه در روز بوده است. با احتساب بشکه ای 110 دلار، هزینه مصرف انرژی در ایران روزانه بیش از 361 میلیون دلار و در سال برابر با 132 میلیارد دلار شده است. کل صادرات غیر نفتی سالانه ایران 60 میلیارد دلار است که مقدار زیادی از آن محصولات پتروشیمی است. بدون نفت ادامه این سیستم غیر ممکن است. سیستمی ناپایدار.
سعید مهذب ترابی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا افزود: از كل مصرف انرژی در كشور به ترتیب بالغ بر 37 درصد آن در بخش های خانگی و تجاری، بخش صنعت 23 درصد، بخش حمل و نقل 27 درصد، كشاورزی 4 درصد و مابقی در سایر مصارف بوده است.
به گفته ی مدیرعامل سازمان بهره وری انرژی ایران ، با بررسی های كه در بخش های مصرف كننده (خانگی، تجاری، صنایع و حمل و نقل ) به عمل آمده حداقل بالغ بر 15 تا 30 درصد پتانسیل صرفه جویی در انرژی وجود دارد.
مهذب ترابی با بیان اینكه میزان مصرف انرژی از شاخص های توسعه یافتگی در كشورها به شمار می رود، گفت: باید بررسی كرد كه آیا مصرف انرژی در راستای ایجاد ارزش افزوده بوده و یا در بخش های غیرمولد مصرف شده است . اگر گزینه نخست درست باشد، نشان دهنده شكوفایی صنعتی و تولید و در نتیجه رفاه اجتماعی كشورهاست.
وی ضمن مقایسه مصرف انرژی در ایران و جهان خاطر نشان كرد: میانگین مصرف انرژی الكتریكی هر خانوار ایرانی حدود 2 هزار و 850 كیلووات ساعت در سال است كه در مقایسه با كشورهای صنعتی پایین اما نسبت به هندوستان، عراق و اندونزی و میانگین جهانی بالا است.
مدیرعامل سازمان بهره وری انرژی در عین حال شدت مصرف انرژی( میزان انرژی مصرفی به هر یك هزار دلار تولید ناخالص داخلی كشور) در كشور را بیش از دو برابر میانگین جهانی اعلام كرد.
مهذب ترابی با اشاره به اهدافی كه برای كاهش مصرف انرژی و بهینه سازی آن در نظر گرفته شده است، گفت: طبق اسناد بالادستی و براساس فرمایشات رهبر ایران، شاخص شدت انرژی كشور تا پایان برنامه پنجم توسعه، حداقل دو سوم میزان كنونی و تا پایان برنامه ششم توسعه، یك دوم میزان كنونی هدفگذاری شده است.
به گفته ی وی پیش نیاز رسیدن به این اهداف استفاده از اهرم های سیاستی، اصلاح الگوی مصرف، هدفمندی یارانه و ساختار منسجم مدیریتی است.
مدیرعامل سازمان بهره وری انرژی اولویت دادن به افزایش بهره وری در تولید، انتقال و مصرف انرژی در ایجاد ظرفیت های جدید تولید انرژی،تدوین برنامه ملی بهره وری انرژی را از دیگر راهكارهای رسیدن به اهداف فوق عنوان كرد.
اعمال سیاست های تشویقی نظیر حمایت مالی و فراهم كردن تسهیلات بانكی برای اجرای طرح های بهینه سازی مصرف و عرضه انرژی، افزایش بازدهی در فرایندهای انرژی بر، فراورده های انرژی بر، افزایش سهم انرژی های تجدیدپذیر نیز از مواردی بود كه مهذب ترابی رسیدن به اهداف اسناد بالادستی را در گرو اجرایی شدن این سیاست ها ذكر كرد.
انسان ها اغلب دلایل داشتن چنین تنوع بالایی از گزینه های مواد غذایی بر روی سیاره ما را نادیده می گیرند. اما حدود 35 درصد از تولید جهانی مواد غذایی تنها به گرده افشانی حیوانات بستگی دارد، به ویژه انتخاب هایی از قبیل میوه ها، سبزیجات و محصولات محرک (مانند قهوه، کاکائو و چای) (Genersch 2010). زنبور عسل Apis mellifera در حدود 90 درصد از همه گرده افشانی های تجاری را انجام میدهد، که آن را مهم ترین گرده افشان در سیاره ما می سازد. بسیاری از گونه های زنبور عسل اجتماعی و انفرادی در چند سال گذشته به علت ترکیبی از عوامل زیستی و محیطی با کاهش جمعیت روبرو شده اند.اجماع در میان زنبورداران و زیست شناسان این است که آفات و پاتوژن ها تاثیر منفی بر زنبورها گذاشته اند که عامل اصلی در کاهش جمعیت آنها می باشند. این پدیده بخصوص در نژاد غربی زنبور عسل (Apis mellifera) دیده میشود.
ائتلافی از گروه های زیست محیطی و زنبورداران از سازمان حفاظت از محیط زیست امریکا (EPA) درخواست نمودند که آفت کش هایی را که به طور گسترده در محصولات کشاورزی گل دهنده مانند ذرت، آفتابگردان و پنبه برای مبارزه با حشرات استفاده می شود را به تعلیق درآورد.
جمعیت زنبور عسل سقوط شدید و توفنده ای در سراسر جهان در سال های اخیر داشته است و آفت کش ها به همراه سایر عوامل بالقوه مانند انگل، بیماری و از دست دادن زیستگاه، در آنچه که به عنوان اختلال فروپاشی کلنی CCD (Colony Collapse Disorder) شناخته شده است، مظنون شناخته شده اند. بر طبق گزارش وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA) در ایالات متحده، برخی از زنبورداران در سال 2006 گزارش30-90 درصد تلف شدن کلنی های خود را داده اند. بعد از این موج اول مرگ زنبورها در آمریکا، این بحران در سال ۲۰۰۸ به اروپا و خاورمیانه نیز کشیده شد.
علی اکبر صالحی وزیر خارجه کشور ایران در مقالهای تحت عنوان «ایران: ما بدنبال سلاح هسته ای نیستیم» که در روزنامه واشنگتن پست به تاریخ 13 اپریل 2012 منتشر شد، به تشریح مواضع رسمی ایران و بررسی مذاکرات استانبول پرداخت. در ادامه متن کامل این مقاله را می خوانید:
چهل و پنج سال پیش، آمریکا اقدام به فروش رآکتور تحقیقاتی و همچنین اورانیوم با غنای لازم برای ساخت تسلیحات اتمی به کشور من کرد. اندکی بعد، آمریکا با کمک به ایران در راهاندازی چرخه کامل سوخت در نیروگاه هسته ای موافقت کرد. نظر آمریکا در آن زمان این بود که توان هستهای میتواند پاسخگوی نیازهای فزاینده کشور ما باشد، و موجب میشود تا ما بتوانیم ذخایر نفتی خود را برای صادرات و یا تبدیل آن به تولیدات پتروشیمی استفاده کنیم.
این منطق تغییری نکرده است.
پس از انقلاب اسلامی در سال 1979 تمام مواضع آمریکا نسبت به ایران تغییر کرد. آمریکا حتی تحویل سوخت برای تاسیساتی را که پیش از این راهاندازی شده بود، متوقف کرد. ایران برای آنکه بتواند سوخت مورد نیاز خود را از منابع دیگر تامین کند، مجبور به اصلاح تاسیسات و کاهش غنای سوخت مورد نیاز به حدود 20درصد شد. رآکتور تحقیقاتی تهران هنوز هم فعال است و ایزوتوپ مورد نیاز برای درمان پزشکی سالانه 800هزار نفر از هموطنان من را تامین میکند.
لاریجانی در نامه ای به تاریخ فروردين ۱۳۹۱ به رهبر ایران تاکید کرده است با توجه به اعتبارات بودجه سال ۹۱ و شرایط اقتصادی کشور وضعیت برای اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها فراهم نیست.
رئیس مجلس شورای اسلامی در این نامه به تخلف دولت در اجرای غیر قانونی فاز دوم هدفمندی یارانه ها (که در سال 1389 توسط همین مجلس به تصویب رسیده است) قبل از تصویب بودجه سال۹۱ اشاره کرده و از رهبر ایران در خواست کرده بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی از وظایف و اختیاراتشان برای ورود به این مسئله و توقف اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها استفاده کنند.
احمد توکلی (پسر خالهٔ لاریجانی)، الیاس نادران و غلامرضا مصباحی مقدم به عنوان سه چهره شناخته شدهٍٔ باند لاریجانی درمجلس در واکنش به واریز مابه التفاوت مرحله اول و دوم هدفمندسازی یارانه تاکید کردند: دولت در دو ماه اول سال نمی تواند وارد فاز دوم هدفمندسازی یارانه ها بشود لذا این اقدام دولت غیر قانونی است.
به ایرانیان عزیز در سراسر جهان
فرا رسیدن سال نو 1391 را به همهٔ شما تبریک می گویم و سالی پر برکت و شاد بهمراه سلامتی و امنیت را برای همهٔ شما آرزومندم.
پیروز و کامیاب باشید.
قبل از شروع این قسمت لازم میدانم مطلبی را بیان کنم که برداشت اشتباه از نوشته های من نشود. اولاّ نویسندهٔ این مقاله بسیار مردم امریکا را دوست دارد و به آنها احترام می گذارد و گرچه فقط مدت دوماه در امریکا بوده ام اما طی همان مدت صمیمیت را در مردم آنجا دیده ام و تصویر کاذبی که در ایران از امریکاییان ساخته اند کاملا تصویری خیالی و موهومی می باشد هر چند قشر بسیار کوچک اما صاحب قدرت از جمله نئوکان ها در این جرگه نمی گنجند و این افراد بسیار مخوف تر از آن هستند که مردم ایران نسبت به آنها آگاهی دارند.
دوماّ نویسنده همچنین دوست دار پرزیدنت اوباما می باشد و معتقد است که اوباما دارای ذاتی صلح طلب و خوب سرشت است و در چهارچوب قدرت محدود خود عمل می کند ولی تحت فشار تسلیم خواست نیروهای جنگ طلب خواهد شد.
این قسمت مقدمه ای به ریشه های سیاست خارجی امریکا و دلایل چرخش در سیاست اوباما بعد از محور نمودن شعار تغییر در انتخابات سال 2008 می باشد.
میدونید ماها هممون آدمای نفتی هستیم. جمعیت جهان از اول پیدایش تا بعد از جنگ جهانی دوم 2.5 میلیارد بود. حالا رسیدیم به 7 میلیارد نفر. همهٔ این افزایش از نفت اومده. ظرف 60 سال تقریبا جمعیت رو 3 برابر کردیم. نفتو تبدیل به آدما کردیم. آدمی که گم شد اون وسط و ندید همه چیز نفته. فکر کردیم اقتصاد کمونیستی، سوسیالیستی یا سرمایه داری داریم. نه باباجان، ما فقط اقتصاد نفتی داشتیم و باقیش دعوا سر تقسیم این ثروت بین جمعیت بود. در واقع اقتصاد سرمایه داری هم نوعی اقتصاد سوسیالیستی بود که با پایین نگهداشتن قیمت سوخت به تودهٔ مردم غذا، مسکن، وسیله رفت و آمد و بازنشستگی ارزان می داد. حالا دیگه ممکن نیست و شمشیرها بیرون کشیده می شود. در دسامبر سال 2011 (سه ماه قبل) پرزیدنت اوباما لایحهٔ NDAA را امضا نمود. بموجب این قانون به دولت فدرال امریکا قدرت داده می شود که “به ارتش اجازه دهد مظنونان ترور را بدون آن که اتهامی علیه آنها اعلام شود، از جمله شهروندان و اتباع آمریکایی بازداشت شده در خاک امریکا، به مدت نامحدود بازداشت نماید. ” مسئله به این ختم نمی شود. در سرتاسر امریکا کمپ هایی برای بازداشت جمعی ده ها هزار نفری بر پا کرده اند. خود را برای وقوع حادثه ای آماده می کنند. صدای پای فاشیسم را می شنوید. صدای پای میلیتاریسم و حکومت توتالیتر را حس میکنید. چرا نفت اینقدر مهم بود. بگذارید یک نمونه مثال ساده بزنم.
گفتگوی زیر در تاریخ یکشنبه 7 اسفند 90 با هوشنگ امیراحمدی توسط ایلنا در رابطه با «برقراری یا تداوم قطع رابطه ایران و آمریکا» انجام شده است. آیا جمهوری اسلامی و ایالات متحده بتوانند و بخواهند در مقام دو کشور مهم دنیا که هر کدام نقش آفرینی زیادی در اتفاقات مختلف دارند، رابطهشان را بهتر از آنی کنند که در طول بیش از سه دهه اخیر بوده، یکی از مسائلي است كه بايد از ديد منافع ملي به آن نگريست. حال اين سوال مطرح است که اصولا چه علتی را دلیل اصلی شرایط فعلی باید دانست واینکه دو کشور چه منفعت و ضررهایی از رابطه نداشتن با یکدیگر میبرند.
هوشنگ امیراحمدی، بنیانگذار و رئیس شورای آمریکائیان و ایرانیان و همچنین از بنیانگذاران و مدیران مرکز تجزیه و تحلیل مسائل ایران در رابطه شرایط حاکم بر این دو کشور به سئوالات طرح شده ایلنا پاسخ داده است. در ذیل هر سوال چنانچه بازپرس بلاگ نظر دیگر یا مکملی داشته است به پاسخ مذبور افزوده است.
تحلیلتان از رابطه فعلی دو کشور ایران و امریکا چیست؟
واقعیت موجود بین دو کشور نشان میدهد که ایران و آمریکا را باید کشورهایی تلقی کرد که با وجود موقعیت ممتازی که در مناسبتهای جهانی دارند ترجیح میدهند با هم رابطهای حتی در کمترین حالت ممکن نداشته باشند.
بازپرس: تعمیم این نظر به کلیت امریکا و ایران صحیح نمی باشد. در واقع جناح هایی در هر دو کشور بنا به منافع گروهی، علایق سیاسی و ایدوئولوژیکی و یا وابستگی سیاسی به مراکز قدرت در خارج (چه در ایران و چه در امریکا) چنین موضع گیری هایی دارند ولاکن تعمیم این نظر به کل دو نظام غلط و گمراه کننده است. تشخیص این نکته در انتخاب سیاست های تعامل از اهمیت ویژه ای بر خوردار است.
هدف این بلاگ گسترش صلح و دوستی بین ملل جهان و آشکار نمودن مشکلات حاد جاری میباشد. گرداننده این بلاگ معتقد است ادامه وضعیت مصرف انرژی فعلی جهان ناپایدار بوده و نهایتاً بدلیل کمبود منابع انرژی چنانچه اقدامی عاجل انجام نگیرد منجر به جنگ منابع خواهد گردید. عصر جدید از اواخر دهه نخست قرن بیست و یکم آغاز گردیده است. در نخستین دههٔ این قرن، قله نفت جهان در سال 2006 اتفاق افتاد. خصوصیت عصر جدید کمبود رو به فزونی منابع انرژی و رقابت شدید بر سر منابع باقیمانده خواهد بود. مجموعه مقالات این بلاگ سعی در روشن نمودن مسائل عصر جدید، قوانین حاکم بر آن و ارائه در حد امکان راهکارهای ممکن جهت برون رفت ازجنگ میباشد.